آوینا جونآوینا جون، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 14 روز سن داره

آوینا عشق ابدی ما

دخمل یکسال و نیمه

1391/9/12 14:52
210 بازدید
اشتراک گذاری

دختر گل مامان رسیدی به یکسال و نیمگی.الان داشتم عکساتو میدیدم .چقدر خانم شدی و البته شیطوووونننن.

دیشب به مناسبت یکسال و نیمگی شما یک مهمونی خانوادگی کوچولو گرفتیم و البته همه مارو با کادوهای خوشگلشون سورپرایز کردن.مامان جونا ،بابا جونا،عمه نیلوفر و عمو آرمان و ایلی جون اومده بودن .بابا احسان هم ماهی شکم پر معروف شو درست کرد که مورد استقبال قرار گرفت .شما هم کلی ماهی دوست داری عزیزم.مامان جون اعظم برات یک عروسک با دمپایی و لوازم آشپزخونه ای خریده بود.مامان جون مریم یک شلوار خوشگل ،عمه نیلو یک پیراهن ناز و الی جون یک مجسمه خیلی قشنگ .کیک شما شبیه مورچه بود که قنادش کلی با سلیقه درستش کرده بود .من که تا حالا کیک مورچه ندیده بودم .برای شما هم خیلی جذاب بود .وقتی دیدیش کلی مبهوت مورچه بودی که چقدر بزرگه.کلا بهت خوش گذشت خیلی ذوق داشتی .کلی نانای زدی و رقصیدی و هیجان زده بودی.و بخاطر این هیجان خب شب خوابت نمیبرد و ادامه ماجرا را هم که میدونی .......

 

جمعه ناهار خونه دایی جونم بودیم .ناهارو که خوردیم چون شما خوابت میومد زودی برگشتیم.جمعه شب رفتیم شهر کتاب و برات cd خریدیم و مداد رنگی کودکانه .از cd چرا خیلی خوشت اومد مخصوصا از آهنگ تولد و شالاپ شولوپ آب تنی.از کلاه قرمزی زیاد استقبال نکردی بجاش من کلی کیف کردم.

 از کارات بگم:

از یک تا ده میشماری.

میری سراغ ارگت و به نظر خودت میگی ابی و فکر میکنی داری آهنگ ابی میزنی و از ذوق میدویی میای تو بغل من .و همینطور واسه معین و گوگوش و ... فکر میکنی داری مثل اونا میزنی و کیف میکنی.

دستمال برمیداری و ادای شهرام شب پره در میاری.

از آلوورا خیلی خوشت اومده و صبحا بعد از صبحانه میگی آلوا آلو

عاشق یایه یا یگانه جون  هستی .

واسه عروسکت که مامان جون خریده خودت اسم گذاشتی (مایا)

کلمه جون را یاد گرفتی و به اسمها اضافه میکنی (مامان جون ،ایلی جون ،آذین جون ،بابایی جون،لادن جون ، دایی جون و ....)وای که وقتی هفته قبل اول یادگرفتی که بگی آذین جون من از خوشحالی گریه کردم.چه حسی بود در حد خدااااااا.

دایره و ستاره میکشی البته به صورت آوینایی.

قابلمه های مامانو از کابینت درمیاری و بازی میکنی البته اینکارو از 11 ماهگیت انجام میدی ولی الان وقتی بازیت تموم میشه قابلمرو میزاری سر جاش و در کابینتو میبندی .و البته خدا رحم کنه که همسایه طبقه پایین چه صداهایی تا نصف شب میشنوه .دلم براشون میسوزه.

 دندون ١٤ و ١٥ یعنی دو تا نیش پایینت داره درمیاد و همش زبونتو مثل پیشی میکشی به لثت .

نمیدونم گفتم قبلا ولی تا به هاپو میگم هاپو میگی سگه.و من خجالت میکشمممم.

فردا واکسن داری .امیدوارم بخیر بگذرههههه.بوسسسسس

دوستت دارم

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (6)

روزهای شیرین
12 آذر 91 14:58
مبارکه آوینا خانم انشا... صدساله شی. چه قدرم این دخمل شبیه مامانشه!


مرسی از لطفتون .شما هم وبلاگ دارین؟مرسی که بهما سر زدید.
الناز(مامان بنیا )
12 آذر 91 15:13
کاراتو که می خوندم دلم میرفت عاشقتم که فکر میکنی ابی هستی
قربونت برم میگی اذین جون
اخه تو چه جوری یاد گرفتی بگی سگ
گادوهات حرف نداره
عاشق شلواتم
دلم برای کادو الی هم غشق رفت خیلی قشنگه
در ضمن مامانت هم خیلی خوشکل شده
خیلی ناز شده
موهاش گه نکو مثل فشن اااااااا


خاله جون کادوهام قابل شمارو نداره که .
مامانم میگه فشنی از خودتونه خاله قشنگه.
دوستت داریم خاله جونمبا اون دخمل بامزت

صفورا مامان آوا
18 آذر 91 14:49
عزیزم یکسال و نیمگیت مبااااااااااااااااارک
عجب کیک خوشگل و خوشمزه ای به نظر میرسه


مرسی خاله جون.
جاتون خالی خوشمزه بود .ایشالله یکسال ونیمگی دوستم
شیما
20 آذر 91 17:15
عزیزم حتما خیلی با مزه حرف میزنی اینجور که مامانت تعریف میکنه
یه سال ونیمه شدنت هم مبارک


مرسی شیما جون
صفورا مامان آوا
30 آذر 91 11:28
دیر آپ می کنی خانوم خانوما هاااااا


راست میگی خیلی تنبل شدممممم
مامان ایسان
7 دی 91 16:06
اوینا خیلی دخمل نازیه عاشقش شدم من
چقدم کادو هاش نازه من عاشق این کالسکه شدم میشه بگید از کجا گرفتید لطفا


مرسی عزیزم لطف دارین.کالسکه را از تو اسباب بازی فروشی تو مرکز خرید میلاد نور (شهرک غرب)خریدیم.قابل هم نداره